سیلور

با سلام امید وارم لذت ببرید

سیلور

با سلام امید وارم لذت ببرید

galcon

سلام این یه بازی انلاینه عالیه که من عاشقشم حتما امتحان کنید!!


http://www.galcon.com/flash/play.php

نقد dragon age 2

پلتفرم: PC، Xbox 360و PS3

تهیه کننده: EA

سازنده: BioWare

سبک: نقش‌آفرینی

تاریخ انتشار: 17 اسفند 89

 

«عصر اژدها: ریشه‌ها» بعد از 5 سال انتظار در سال 2009 منتشر شد و توانست نظر مثبت اکثر منتقدان را به دست بیاورد و جوایز متعددی را از آن خود کند. تقریبا 18 ماه بعد از انتشار آن، نسخه دوم‌اش 17 اسفند برای هر سه پلتفرم PC، Xbox 360و PS3 منتشر شد. با توجه به این که هنوز تمام محتوای قابل دانلودی که وعده‌اش را برای «ریشه‌ها» داده بودند منتشر نشده است، باور نمی‌کردیم که اینقدر زود یک دنباله کامل برای این بازی ساخته شود. بعد از کلی کنجکاوی متوجه شدیم که آنها به جای خود باقی هستند و این بازی هم منتشر می‌شود و از آنجا که داستان بازی نسخه دوم در ادامه نسخه ریشه‌هاست، ولی از یک زاویه دیگر به قضیه «دارک اسپان‌ها» نگاه می‌کند، این موضوع منطقی به نظر می‌رسد. یکی از مباحث مهم دیگر در مورد ریشه‌ها انتخاب پلتفرم مناسب بود که در این مطلب قصد داریم در این روزهای پر از بازی‌های سیاهچال‌گونه و دارای اژدها این مورد را برای نسخه پیش رو بررسی کنیم.

Dragon Age 2

همان‌طور که انتظار می‌رفت ریشه‌ها در کامپیوتر، بازی تقریبا سختی بود و استفاده همیشگی از منوی توقف (Pause) و استراتژی‌های گروهی هوشمندانه‌ای را برای مبارزات می‌طلبید. در نسخه xbox360، افت فریم مشهود و پیچیده بودن منوها در مبارزه‌ها از اشکالات اصلی بود. ازاین بحث که بگذریم کاملا مشخص است که نسخه دوم بسیار بهتر از نسخه قبل است، به خصوص روی xbox360 دیگر از افت فریم خبری نیست و کنترل هم کمی ‌راحت‌تر شده است. منوها کلا تغییر کرده مثلا درخت‌واره مهارت از اول طراحی شده است و دیگر به پیچیدگی و خسته‌کنندگی ریشه‌ها نیست. جنگجو، جادوگر و حیله‌گر، کلاس‌های بازی را تشکیل می‌دهند که هرکدام 6 درخت‌واره مهارت دارند، بنابراین حالت‌های زیادی برای شکل دادن به شخصیت‌تان دارید که مثل بازی گذشته ارزش تکرار آن را بسیار بالا می‌برد. مبارزات بسیار سریع شده‌اند، البته اگر نخواهید مدام بازی را متوقف کنید. سنگینی شمشیر جنگجوها را احساس می‌کنید در ضمن وقتی جادوگرها گلوله‌های آتش را از آسمان بر سر دشمنان نازل می‌کنند، افکت‌های بصری فوق‌العاده‌ای را شاهد هستید. به رده سنی باید توجه داشته باشید چون این بازی هم مثل پدر خود از خشونت زیادی برخوردار است و خون در همه جای بازی وجود خواهد داشت. دیالوگ‌ها ساده‌تر شده‌اند و دیگر مجبور نیستید فهرستی بلند بالا از جملات را بخوانید و انتخاب کنید، بلکه بیشتر شبیه بازی اثر جرمی‌عمل خواهید کرد و این موضوع باعث سریع‌تر شدن بازی می‌شود. لحن صحبت‌تان هم کنار جملات مشخص شده است و می‌توانید از هر لحنی که می‌خواهید استفاده کنید. بدیهی است در صورت انتخاب لحن خوب، ارتباط بهتری با دیگران برقرار می‌کنید و در صورت عکس این مطلب، همه از شما متنفر می‌شوند. من شخصا موافق این موضوع نیستم چون براحتی عناصر نقش آفرینی و مواجهه با تبعات تصمیم‌گیری‌ها و صحبت‌هایتان را کمرنگ می‌کند. انتخاب تصمیم‌ها با کنترلرها بسیار سازگار شده است، ولی همچنان در کامپیوتر راحت‌تر است. از تغییراتی که شاید به مذاق PC بازها خوش نیاید این که کاملا نمی‌توانید از زاویه بالا به مبارزات نگاه کنید و در واقع در بازه خاصی محدود هستید. طراح روند بازی، آقای «لازین» این‌طور گفته که این موضوع، اشیا و فضاهای زیادی را می‌طلبید که با محدودیت‌های ما در این بازی سازگار نبود. پس ترجیح دادیم که محیط‌ها کمتر ولی زیباتر به نظر برسد. متوقف کردن و زوم کردن هنوز هم هسته اصلی مبارزه‌ها را تشکیل می‌دهد و در برابر باس فایت‌ها بسیار کارآمد است. البته هنوز هم در انتخاب دستورها محدود به یک دستور هستید و برای این که بتوانید دستور بعدی را صادر کنید مجبورید منتظر اتمام دستور اول باشید ولی همزمان همه گروه را می‌توانید کنترل کنید و با توجه به پیش‌بینی عکس‌العمل‌های دشمنان می‌توانید از حمله یا دفاع استفاده کنید. در این رابطه لازین می‌افزاید که تعداد دشمنان در این بازی از «جمهوری شب قدیم» هم بیشتر است و برای دستورنویسی این همه دشمن هم با محدودیت مواجه بودیم.

Dragon Age 2

در نهایت بازی بیشتر در کامپیوتر قوی توصیه می‌شود چون همه محیط‌ها و جزئیات شخصیت‌ها را در بالاترین وضع ممکن خواهید دید و همه چیز طبیعی به نظر می‌رسد. در ضمن به فکر محتواهای قابل دانلود بعد از آن هم باشید که دسترسی به آنها برای ما با کامپیوتر بسیار راحت‌تر و کم‌خرج‌تر از کنسول‌ها خواهد بود.

Assassin's Creed: Brotherhood | Review


Assassin’s Creed
brotherHood
Review

Assassins Creed:brotherHood نسخه ای جدید از سری Assassins Creed و ادامه ی مستقیمی بر شماره دوم این سری یعنی AC2 است که داستان ان بلافاصله پس از پایان نسخه ی دوم اغاز می شود.داستان بازی ادامه ی زندگی شخصیت شماره دوم بازی یعنی اتزیو را روایت می کند که اکنون به بالاترین مقام در فرقه اش یعنی Master assassin رسیده است.وی در این نسخه متحدان قدیمی خود را ملاقات می کند و متحدان جدیدی را نیز دست و پا می کند،تا بتواند با خانواده ی ظالم ان زمان یعنی خانواده ی بورجیا،که تمامیه اعضای ان تمپلار هستند بجنگد و شهر رم را اباد کند،ثروت ان را به مردم بازگرداند و حماسه ی جدیدی در عصر رنسانس بیافریند.
همچنین در این نسخه ما می توانیم زندگی اساسین های امروزی را نیز دنبال کنیم
ادامه مطلب ...

جهنمی در فضا (نقد بازی Dead Space 2 )

در حدود ۳ سال از اتفاقات قسمت قبلی می گذرد. آیزاک کلارک ضعیف شده و کابوس های گذشته هم چنان او را تعقیب می کنند. او از جهنم فضایی Ishimura  زنده فرار کرد، اما هنوز ذهنش تاب‌خورده ی هیولاهایی است که او را در هر مکانی دنبال می کردند. اما افسوس که این کابوس ها ادامه دار هستند و قصد ندارند از جان افراد بی گناه و معصومی که فقط برای اکتشاف و عملیات های معدنی به فضا فرستاده شدند به این راحتی عبور کند.

بازی DS2 یک بازی سوم شخص از نوع survival horror است که تفاوت بسیاری با بازی های مشابه خود دارد. این بازی فقط یک بازی نیست، بلکه کابوسی است که باعث می شود شما برای مدتی در شوک باقی بمانید و حتی صحنه های بسیار خشن و رعب آور آن را با خود به خواب ببرید. قبل از بازی کردن بازی، خود را آماده و نفس ها را در سینه حبس کنید زیرا قرار است وارد مکانی شوید که هیچ جای امنی در آن وجود ندارد و شما در هیچ شرایطی نمی توانید سلامتی خود را تضمین کنید.

شاید با نگاه اول متوجه تفاوت شماره ی ۲ نسبت به شماره ی اول بازی نشوید؛ ولی به مرور زمان و با پیشرفت در بازی متوجه خواهید شد که شماره ی دوم نسبت به شماره اول چه مزیت هایی دارد. داستان بازی دقیقا از جایی شروع می شود که بازی در قسمت اول تمام شده، به همین دلیل سازندگان تمام وقایع داستان در شماره ی اول بازی را به صورت خلاصه در بخش ابتدای بازی قرار داده اند.

۳ سال از ماجرای قبلی و فضا پیمای Ishimura  می گذرد و ایزاک پس از فرار از این فضاپیما و از بین بردن ماده معدنی شناخته شده با نام Red Mark که در اثر استخراج مواد معدنی بر روی سیاره  Aegis VII  بدست آمده، مجروح و به طور اتفاقی وارد یکی از ایستگاهای فضایی مجاور این سیاره می شود. او خود را در بیمارستانی می یابد که در آنجا معالجه شده ولی هنوز نمی داند در این ۳ سالی که در این مکان کاملا عجیب و پیچیده مستقر بوده چه اتفاق هایی افتاده است. او به دنبال جواب هایی از گذشته و پیدا کردن راه فرار از این جهنم فضایی در مکان هایی قدم می گذارد که در کابوس های شبانه  هم نمی توان دید. این بازی به قدری تاثیر گذار است که باعث می شود شما از روی صندلی برای چندین بار متوالی پرش کنید و شوک های بسیاری که در امتداد بازی به شما وارد می شود واقعا غیر قابل انکار است. DS 2 انقلابی در سبک بازی های ترسناک به حساب می آید و بهترین و پر استرس ترین بازی ترسناکی است که تا به امروز عرضه شده  است.

داستان بازی با حالتی روایت می شود که بازیکن را در ابهام بگذارد به طوری که نتوان آخر داستان را حدس زد و باید اعتراف کنم که سازندگان در این زمینه واقعا موفق بودند. داستان بازی خیلی پیچیده نیست ولی اگر به دیالوگ ها و پیش نمایش ها دقت نکنید به مشکل برخورد خواهید کرد.

گرافیک بازی واقعا خوب است و نور پردازی فوق العاده بازی و همچنین عناصر محیطی و انفجارها بسیار طبیعی از آب در آمده اند. محیط های بازی تاریک و مخوف هستند و جزئیات با دقت و وسواس خاصی طراحی شده اند. موتور گرافیکی بازی همان موتور توسعه یاقته Dead Space 1 است که توسط شرکت سازنده EA ، مخصوص این بازی ساخته شده است. اجسام پیرامون می توانند نسبت به ضربات و شلیک های شما واکنش نشان دهند که این از فیزیک خوب بازی نشات گرفته است. شما می توانید با قدرت های مختلفی که دارید (قدرت آهسته کردن زمان و بلند کردن اجسام ) روی تمام اجسام فیزیکی در بازی تاثیر بگذارید. قدرت های نام برده شده می توانند به مبارزات و به زنده ماندن شما در بازی کمک کنند. شما می توانید پس از کشتن موجودات فضایی که از آن ها به نکرومورفیس ها نام می بریم، اجزای تکه تکه شده بدن آن ها را به عنوان سلاح با خود حمل کنید.

شخصیت پردازی بازی از دیگر نکات مثبت آن است . در این شماره شما با افراد دیگری برخورد می کنید که در این جهنم فضایی به دام افتادند. پس از پیشرفت در بازی و طی کردن ۲ الی ۳ ساعت از گیم پلی با یکی از همان بازماندگان برخورد می کنید که الی نام دارد . ایزاک به کمک الی می خواهد از این ایستگاه فضایی فرار  و با نفوذ به بخش دولتی برای همیشه به این کابوس ها خاتمه دهد.

انتخاب و طراحی مکان هایی که در این شماره دیده می شوند قابل تحسین هستند. به طور مثال مرحله مدرسه در  DS2، بازیکن را به مدرسه عجیب و پر رمز و راز بازی سایلنت هیل می برد. در برخی بخش های بازی که نیروی جاذبه وجود ندارد، ایزاک باید در هوا شناور شود و مسیر خود را از راه های  عمودی و افقی متفاوت پیدا کند. ایزاک می تواند توسط مسیر یابی که در اختیار دارد، ماموریت ها  و مکان های مختلفی مانند ایستگاهای ذخیره بازی و Store را پیدا کند.

تنوع سلاح ها در بازی بالاست و بالانس قابل توجه ای بین مبارزات و دشمنان ایجاد کرده. هر سلاح دارای دو قابلیت ویژه می باشد که می تواند در طول مبارزات و با توجه به شرایطی که در آن قرار دارید استفاده شود. باید توجه داشته باشید که بازی های مشابه DS 2 یا در کل به survival horror روی مدیریت مهمات و آیتم های مورد نیاز بسیار تاکید دارند. در این بازی شما باید بتوانید تیرها و مهمات خود را ذخیره و از آن ها در جای مناسب استفاده کنید. سلاح ها در بازی می توانند ارتقا پیدا کنند و به روز شوند. شما می توانید با مراجعه به بخش Store سلاح های جدید، مهمات و حتی لباس مخصوصی برای ایزاک خریداری کنید. لباس ها و  سلاح های مختلف  با توجه به پیشرفت در بازی برای شما فعال می شوند و باید توجه داشته باشید که برای هر آیتم جدید به کیت مخصوصی نیاز دارید.

دشمنان در این شماره سخت تر و متنوع تر شدند و هر کدام با حملات پیش بینی نشده  و بسیار کشنده خود می توانند شما را با یک ضربه از پای دربیاورند، پس باید حسابی حواستان را جمع کنید چون در این بازی هیچ روند ثابتی در مبارزات وجود ندارد و از هر کجا ممکن است شما مورد اصابت نیش ها و سم های کشنده ی دشمنان قرار بگیرید.

مراحل بازی طولانی هستند  و ۱۵ بخش دارد. این بازی بسیار سنگین است  که حتی بر روی ۲ عدد دی وی دی ۹ برای Xbox360 و ۴ عدد برای  کامپیوتر های خانگی عرضه شده است. برای اجرای این بازی بر روی حالت بی نقص و کامل به سیستمی قوی نیاز دارید. لیست زیر حداقل سیستم مورد نیاز برای اجرای بازی روی PC را مشخص کرده است:

  • OS: Windows XP (SP2), Windows Vista, Windows 7
  • CPU: 2.8 GHz processor or equivalent ( any Pentium 4.2.8 GHz or better, AMD Athlon64 3000+ or better, any Athlon 64 X2 or Core Duo Processor)
  • RAM: 1GB (XP), 2 GB (Windows 7 or Vista) or more
  • DISC DRIVE: 8x speed or faster CD/DVD drive
  • HARD DRIVE: At least 10GB of free space
  • VIDEO CARD: 256 MB Video Card and Shader Model 3.0 required.  NVIDIA GeForce 6800 or better, ATI X1600 Pro or better
  • SOUND: Direct 9.0c compatible sound card

در این شماره شما می توانید اجسام مختلف الکترونیکی را هک کنید تا مسیرهای بسته برای شما باز شوند. معماهایی که در گوشه و کنار بازی با آن برخورد می کنید روند بازی را از یکنواختی بیرون می آورند. معماهای موجود در بازی ساده هستند و برای حل کردن این پازل ها به کمی دقت نیاز دارید. حل کردن بیشتر معماها توسط نیروهای جانبی ایزاک تحقق می یابند.

در قسمت داستانی بازی اشکال و باگی دیده نمی شود ولی ممکن است در بخش شبکه و بازی های گروهی شاهد باگ هایی باشیم. شماره دوم از این بازی یک بازی کامل نسبت به شماره ی اول به حساب می آید و با امتیازهایی خوبی که این بازی توانست از سایت های معتبر دریافت کند، به لیست نامزدهای بهترین های ۲۰۱۱ راه یافت.

بازی Dead Space 2 یک بازی سوم شخص از نوعی survival horror است که ابدا  به افراد کم سن و سال و آن هایی که ناراحتی های قلبی دارند توصیه نمی شود. اگر شما می توانید وارد این جهنم فضایی شوید باید خود را برای یک هیجان کاملا پش بینی نشده آماده کنید.

مشخصات بازی

سازنده: Visceral Games

ناشر: EA Games

پلاتفرم ها: Ps3/Xbox30/Windows

سبک بازی: Survival horror

 

آلبیون به هیچ چیز بیشتر از انقلاب احتیاج ندارد | FABLE III Revi

سنگ فرش های تکه تکه شده ، بوی تعفن جنازه ها و لاشه انسان ها ، زندگیای مساوی با مرگ برای آن ها ، تشنه شدن مردم به خون یکدیگر برای بقا و هزاران پرده پر از کثافت کاری ، تنها چیزی است که سرزمین Albion در طول حکومت Logan بخود دیده است. پدر Logan فردی بود که توانست Albion را از دست Lucien ، فردی فاسد که حاضر بود برای رسیدن به اهداف خود هر چیز مقدسی را زیر پا بگذارد نجات دهد. اما این میراث با در دست گرفتن حکومت بوسیله پسر بزرگ پادشاه سابق آلبیون یعنی Logan به خرابی کشیده شده ولی همچنان هم آینده ای برای Albion وجود دارد. بله فرزند دوم آخرین قهرمان Albion باید دست به کاری بسیار سخت و پر از ریسک های کوچک و بزرگ بزند تا بتواند زندگی بهتری را برای مردم Albion بوجود آورد ، اما آیا این قهرمان جدید ما واقعا قصد انجام چنین کاری را دارد و یا قصد دارد تا فقط خود را بحکومت برساند و در رسیدن به این هدف از دیگران سوء استفاده کند ؟ و آیا Lionhead به شما این اجازه را خواهد داد که برای مردم خود تصمیم بگیرید و آنطور که دوست دارید حکومت کنید ؟

FABLE III مثل بسیاری از بازی های دیگر امسال نتوانست در سطح انتظار ظاهر شود و می توان گفت از این بازی بیش از حد انتظار توسط سازندگان و ناشر آن تعریف و تمجید شد . همانطور که می دانید ، شما باید به جای یک پادشاه و یا ملکه ایفای نقش کنید و در حین انجام این کار ، هیچ تفاوتی را در اصل Gameplay با بازی شماره قبلی بازی متوجه نخواهید شد. پتانسیل Gameplay بازی بسیار بالا است اما استودیو خلاق Lionhead به هیچ وجه نتواست تمامی این پتانسیل ها را تبدیل به احسنت کند و با یک داستان پردازی بسیار ساده و گیم پلی ای ساده تر از آن تمامی المان های بزرگ بازی را زیر سوال برده است. نبود درجه ی سختی در بازی یکی از معضلات بازی میباشد که این بازی در شماره های قبلی هم از نبود آن رنج میبرد و در این شماره از بازی علاوه بر کندتر شدن جنگ ها به آسان تر شدن آنها هم میتوان اشاره کرد که شما براحتی قادر خواهید بود که بازی را بدون اینکه حتی یکبار جان خود را از دست بدهید به اتمام برسانید .



داستان بازی تقریبا بسیار ساده است و به هیچ وجه نمیتوان داستان این بازی را بین بازی های برتر نسل و بخصوص بازی های انحصاری قرار داد ، برای مثال شخصیت اصلی بازی ما در طول بازی هیچ مهارت خاصی و تجربه ای نداشت و طبق گفته ی Lionhead او هیچ چیز در مورد دنیای بیرون قلعه ی پدری خود نمیدانست ، اما ناگهان با یک عمل نچندان جالب از سوی برادر خود تحریک میشود و در یک شب به کمک دو دوست خود با نام های Jasper و Walter از قلعه فرار میکند و سریعا شروع به پایه ریزی یک انقلاب میکند . شما در طول نیمه ی اول بازی باید به اطراف Albion سفر کنید و برای خود دوستانی را جمع کنید تا بتوانید به مقصود خود یعنی پادشاهی برسید ، اما این داستان ساده بخش جذاب داستان بازی را تشکیل میدهد و بعد از آن شما باید نیمه ی دوم بازی را با چند انتخاب ساده طی کنید . اطلاعات بیشتر بزودی در تحلیل داستان بازی منتشر خواهد شد .
بازی تقریبا هیچ مرزی را برای شوخی با بازیکن باقینگذاشته است و سعی کرده که در همه حال جو طنز بازی را حتی در حین جدی ترین سکانس های بازی حفظ کند. این کار سازندگان لطمه ی شدیدی را به مضمون اصلی بازی یعنی یک انقلاب با هزاران گذشتگی از سوی افراد و قشر های مختلف جامعه زده است ، اما این کار آنها باعث میشود تا دنیای فانتزی و جالب Fable مانند همیشه پر زرق و برق و شاد به نظر برسد و شما هیچگاه از دیالوگ های شخصیت ها خسته نشوید ، اما دیالوگ هایی که برای شخصیت های اصلی انتخاب شده است چنگی به دل نمی زنند و حسی که با توجه به اتمسفر حماسی بازی باید انتخاب میشد به بازیکنان القا نمیشود ، اما در بخش صداگذاری از صداگذاران و صداپیشه های بسیار خوبی استفاده شده است که هر کدام سابقه ی بسیار خوبی را در این کار دارند . در رابطه با موسیقی می توان گفت که این بازی مانند شماره های قبلی خود شاهکاری را برای بازیکنان به همراه آورده است و موسیقی بازی کاملا درخور یک همچین بازی ای است و سبک حماسی و فانتزی بازی را بسیار زیاد به اهداف خود نزدیک تر می کند . در ساخت موسیقی های بازی مانند بازی های بزرگ دیگر از سمفونی معروف استفاده شده است .




گیم پلی بازی تقریبا تکراری اما جذاب تر از شماره های قبلی است ، بخش های جدیدی در بازی اضافه شده است که کار بازیکن را برای ادامه دادن بازی سخت تر می کند. ایجاد ارتباط میان کاربر و NPC ها بسیار سخت تر از گذشته شده است ، بطوری که گاهی اوقات شما از کرده های خود چه خوب و چه بد پشیمان می شوید و گاهی اوقات آنقدر ماموریت و وظیفه ی شما پیچیده است که تفاوت خوب و یا بد بودن آن را متوجه نمی شوید ، اما دقیقا چیزی که باعث خلق شدن و متمایز ماندن Fable از بازی های دیگر میباشد همین است . سریFable از ابتدا بر روی انتخابات شخصیت بازی و رابطه ی او با مردم اطراف پایگذاری شده است که در شماره ی دوم این انتخابات و ارتباطات کمرنگ تر از گذشته شده بودند ولی دوباره در این شماره از بازی مشاهده می شود که قابلیت انتخاب و ارتباط به بازیکنان داده شده است و شما میتوانید به سادگی دل کسی را شکسته و یا او را خوشحال کنید و یا شهری را به آتش بکشید و یا آن را نجات دهید ، اما خوشحال کردن افراد فقط مربوط به شخص میباشد و شما نمیتوانید مانند دیگر شماره های Fable در میان جمعیت زیادی از مردم کارهایی را انجام دهید و باعث خوشنودی آنها شوید ، در کل میتوان گفت که هیچ چیز در بازی جنبه همگانی ندارد ، اگر شخصی از شما عصبانی باشد باید برای او یک کار انجام دهید تا او کمی از شما خوشش بیاید و برای اینکه محبوبیت شما در نزد فرد به حالت عادی بازگردد مجبور هستید که برای او سه یا چهار کار بستگی به انتخاب خودتان انجام دهید که در طول بازی این اتفاق باعث آزار شما خواهد شد . اما قابلیت برقراری ارتباط با NPC ها تقریبا نوآری ای در سری Fable محسوب میشود ، شما نمیتوانید از فردی که اصلا از شما خوشش نمی آید تقاضای ازدواج کنید و باید در محدوده ی ارتباط خود با افراد ، با آنها برخورد داشته باشید ، اما چیزی که شرکت Lionhead در رابطه با قابلیت Touch در بازی گفته بود اصلا در بازی پیاده نشده است. Side Quest ها در بازی بسیار کمتر از گذشته اما بزرگتر از قبل هستند و بیشتر وقت شما را خواهند گرفت . بعضی از اینکار ها بسیار وقت گیر هستند بطوری که اگر شما بخواهید بدون استفاده از راهنما آنها را پیدا کنید بیش از سه ساعت وقت شما را خواهند گرفت ! 



پادشاهی در Fable III را شاید بتوان یکی از ضعف های بازی دانست ، به شما هیچ امکانی بعنوان یک پادشاه داده نخواهد شد و آنقدر بخش پادشاهی بازی ساده است که شما باید برای انجام ماموریت ها تنها به یک اتاق بروید و یکسری انتخاب را با توجه به علاقه خودتان انجام دهید. تنها چیزی که بعد از پادشاه شدن بدست می آورید یک لباس پادشاهی و قصر اصلی Albion میباشد. من شخصا به شما پیشنهاد میکنم که Fable را برای جذابیت و شادی ای که محیط آن به شما میدهد و زیبایی های آن تجربه کنید نه بخاطر پادشاهی . گرافیکFable III در بعضی از نقاط واقعا فراتر از سطح انتظار ظاهر شده است ، Texture ها در بعضی از مقاطع فوق العاده طراحی شده اند و واقعا چشم نواز هستند در حالی که از لحاظ گرافیک تکنیکی ما انتظارات بالایی از Fable III نداشتیم. Distance View بسیار خیره کننده اما Load شدن اجسام بسیار ضعیف است . بافت های دیوار ها و خانه ها بسیار زیبا اما دارای عمقی ضعیف هستند . هم چنین فیزیک بازی پیشرفت بسیار خوبی داشته اما همچنان در بعضی از نقاط باعث ضعف بازی می شود. طراحی دشمنان بازی بسیار بهتر از گذشته انجام شده است و در خلق آنها از دقت بسیار زیادی استفاده شده است . 

پادشاهی در Fable III را شاید بتوان یکی از ضعف های بازی دانست ، به شما هیچ امکانی بعنوان یک پادشاه داده نخواهد شد و آنقدر بخش پادشاهی بازی ساده است که شما باید برای انجام ماموریت ها تنها به یک اتاق بروید و یکسری انتخاب را با توجه به علاقه خودتان انجام دهید. تنها چیزی که بعد از پادشاه شدن بدست می آورید یک لباس پادشاهی و قصر اصلی Albion میباشد. من شخصا به شما پیشنهاد میکنم که Fable را برای جذابیت و شادی ای که محیط آن به شما میدهد و زیبایی های آن تجربه کنید نه بخاطر پادشاهی . گرافیکFable III در بعضی از نقاط واقعا فراتر از سطح انتظار ظاهر شده است ، Texture ها در بعضی از مقاطع فوق العاده طراحی شده اند و واقعا چشم نواز هستند در حالی که از لحاظ گرافیک تکنیکی ما انتظارات بالایی از Fable III نداشتیم. Distance View بسیار خیره کننده اما Load شدن اجسام بسیار ضعیف است . بافت های دیوار ها و خانه ها بسیار زیبا اما دارای عمقی ضعیف هستند . هم چنین فیزیک بازی پیشرفت بسیار خوبی داشته اما همچنان در بعضی از نقاط باعث ضعف بازی می شود. طراحی دشمنان بازی بسیار بهتر از گذشته انجام شده است و در خلق آنها از دقت بسیار زیادی استفاده شده است . 
سایه گذاری بازی در بعضی از نقاط دچار مشکل میشود و گاهی اوقات شما مشاهده می کنید که سایه به همراه منبع نوری بازی حرکت نمیکند و سایه ها درست به سمت منبع هستند در صورتی که باید مخالف آنها باشند ، اما سایه گذاری تقریبا یکی از خوش ساخت ترین بخش های بازی است ، بطوری که شما متوجه نمی شوید که در این بازی از قابلیتSoft Shadowing استفاده نمیشود . اما آزار دهنده ترین بخش گرافیکی بازی ، همانطور که گفته شد دیر Load شدن محیط اطراف شخصیت بازی و بخصوص خود شخصیت اصلی میباشد ! شما هنگامی که از محلی به محل دیگر سفر می کنید متوجه می شوید که در بعضی از نقاط خانه ها هنوز بصورت کامل بارگذاری نشده اند و مردم همه به یک شکل هستند و گاهی اوقات هم حرکت نمی کنند . این مشکل در فروشگاه های بازی به اوج خودش میرسد طوری که شما نمی توانید جنسی که رو به رویتان قرار گرفته است را ببینید و در نتیجه نمی توانید آن را بخرید ، پس بگذارید کمی زمان بگذرد تا تمامی جزئیات لود شوند. در برخی از نقاط بازی شما با افت فریم هم مواجه می شوید که واقعا آزار دهنده است که طبق گفته ی Lionhead در اولین Patch بازی این مشکل رفع خواهد شد.

در بازی قابلیت Level-Up دچار تغییری اساسی شده است و شما مانند قبل برای بدست آوردن قدرت های مختلف نیاز به استفاده ی از سلاح های مختلف و مربوط به آنها را ندارید ، شما فقط باید با انجام مراحل ، کشتن دشمنان ، ایجاد هرگونه ارتباط با افراد و یا هرکار دیگری ، چیزی با نام Guild Seal را بدست آورید . شما با بدست آوردن Guild Seal ها به منطقه ای بنام Road To Rule سفر میکنید و میتوانید تمامی قابلیت های شخصیت خود را پیشرفت دهید ، برای مثال شما میتوانید شمشیر زنی شخصیت اصلی را تا پنج مرحله ارتقا دهید و نتیجه ی این کار شما حرفه ای تر شدن در شمشیر زنی و قوی تر و زیبا تر شدن شمشیر شخصیت میباشد. شما باید تمامی راه های ارتباط خود با دیگران را هم از این مکان با پرداخت مقداری Guild Seal بدست آورید . اما در بخش Inventory هم تغییراتی گسترده بوجود آمده است . شما باید از میراث پدراتان که در ابتدای بازی به آنجا راه پیدا می کنید استفاده کنید. این میراث در مکانی بسیار جالب با نام Sanctuary می باشند ، این بخش به چهار قسمت متفاوت تقسیم میشود که در آن قسمتی وجود دارد که لباس ها و وسایلی که برای ظاهر شخصیت استفاده می شود در آنجا قرار می گیرد. دیگری برای سلاح های شما است و مورد دیگر برای راحت تر دست یافتن شما به خزانه ی قصرتان می باشد. آخرین گزینه هم مربوط به بخش بازی آنلاین و کارهایی که شما در بازی انجام داده اید می شود. نقشه ی بازی هم در این شماره دستخوش تغییراتی شده است ، نقشه از حالت 2 بعدی کامل به حالت 3 بعدی تغییر پیدا کرده است که تغییرات مطلوبی است.
با یک جمع بندی ساده می توان به این موضوع رسید که Fable III پیشرفت چندانی نداشته است و نتوانسته است آنگونه که سر و صدا کرد ، مخاطب را ارضا کند. مولینیو قسمت نقش آفرینی را تا حدود زیادی از بازی حذف کرد اما قرار بود قابلیت های دیگری به بازی اضافه کند که این قسمت محذوف جلوه نکند اما متاسفانه مانند گذشته به گفته هایش کامل عمل نکرد و همه چیز را نیمه تمام گذاشت. Fable III یک بازی پر زرق و برق و سرگرم کننده است که دارندگان X360 نباید آن را از دست بدهند اما انتظار نداشته باشید دنیای آلبیون را آنگونه که دوست داشتید ببینید.